تربیت «ناخودآگاه»در مقابل تربیت «خودآگاه»

folder_openبسته آموزشی
commentبدون دیدگاه

غالب رفتارهای انسان در شرایط ناهشیار و ناخودآگاه شکل می گیرد،بدون اینکه ما از ریشه و علت آن آگاه باشیم و یا بتوانیم این واقعیت ناخواسته را کنترل کنیم روی میدهند.

این که پایه های بنیادی شخصیت انسان در اوان سنین کودکی شکل می گیرد،یعنی در شرایطی که فرد هنوز به هشیاری کامل به محیط خویش پیدا نکرده است نشان دهنده ی اهمیت تربیت ناخود آگاه است.نقش تربیتی معلم در جریان تعلیم و تربیت کودکان و در حقیقت از «کارکردهای  پنهان»شغلی معلمی است.نقش نا هشیار الگو ها و رفتار های یک مربی یا معلم است که در کنار نقش هشیار و اثر گذار است.

در خانواده ای که کودک آن خانواده تا کنون تجربه ی ترس در تاریکی را نداشته،در هنگام شب برق قطع میشود و تاریکی خانه را فرا می گیرد،پدر ومادر برای اینکه فرزندشان از تاریکی نترسد به محض قطع برق و تاریک شدن فضای اتاق،به کودک خود نصیحت می کند که از تایکی نترسد و با شتاب و سرعت شمع را روشن می کنند و به کودک خود نترسیدن از تاریکی را القا می کنند.در این پیام یک اثر پنهان و متضاد با هدف ظاهری پیام نهفته است.کودک اساسا هیچ تجربه ای در ترس از تاریکی ندارد اما با عکس العمل پدر و مادر و تاکید آن ها بر نترسیدن،او از تاریکی دچار نوعی دلهره و اضطراب می شود.حال آنکه اگر کودک را به حال خود می گذاشتند شاید هیچ گونه اثر منفی از تاریکی در ذهن خطور نمی کرد ولی با این عکس العمل ظاهرا تربیتی به طور پنهان و ناهشیار ترس از تاریکی را در او ایجاد می کرده اند.

واکنش معلم در کلاس درس و نسبت به موقعیت های گوناگونی که پیش می آید،می تواند در دانش آموزان به طور ناهشیار و پنهانی اثر بگذارد.

ویژگی های این روش در این است که گیرنده ی پیام هیچ گونه مقاومتی از خود نشان نمی دهد و در پی آن نیست که در برابر نصایح از خود واکنش منفی نشان دهد.

کودکانمان،قبل از اینکه تصمیم بگیریم تربیتشان کنیم،در جریان تربیت طبیعی فی البداهه ی ما قرار گرفته اند.آن ها رفتارها،بازخوردها،سکوت ها،غم ها،شادی ها،بی اعتنایی ها،و همه ی رفتار مارا ذره ذره درون خود جذب نموده اند.برای تربیت درست باید مسیر این جوی را از سرچشمه بازگرداند.برای پرورش کودکان،باید ابتدا خودرا تربیت کرد.

از وقایع دوران قاجار بیگانگان تا چه میزان از این شیوه ی پنهان برای نفوذ در چهره ها و شخصیت های ایرانی سود می جستند.

در کتاب مجموعه مقالات تقی زاده در تاریخ اوایل انقلاب مشروطیت ایران (ص 300) آمده است:

«محمد علی شاه قاجار یک معلم روسی به اسم «اسمیرنوف» که نظامی روسی بود برای تعلیم زبان روسی به پسرش!استخدام کرده بود.به دستور هیئت وزیران (زمان مشروطیت)آقای حکیم الملک،مامور اصلاح دربار شد.ایشان معلم روسی را جواب گفتند و هم چنین به خدمت سه نفر طبیب دربار که یکی روسی و یکی انگلیسی و دیگر فرانسوی بود خاتمه داده شد.روس ها از عزل معلم روسی فوق العاده برآشفته و بنای دوندگی و تقلا را گذاشتند و حتی نماینده ی سیاسی روس اصرار کرد که به آن معلم اجازه دهند لااقل هفته ای یک ساعت به شاه جوان درس زبان روسی یاد بدهد.و در مقابل وعده دادند که نصف قشون روس را از قزوین برگردانند.

مرحوم نواب گفت:عجب!حالا فهمیدیم که این معلم به قدر نصف اردوی روس اهمیت و ارزش دارد!و ما چطور میتوانیم نصف قشون روس را از قزوین برداشته و در باغ گلستان (محل دربار) جای دهیم ؟!»

فلینظر الانسان الی طعامه.و یکی از اصحاب امام باقر (ع) در تفسیر این آیه از آن حضرت سوال کرد که :این طعام چیست؟حضرت فرمود:علمه الذی یاخذه ممن یاخذه.

هر کس فقط چیزهایی را می شنود که خود درک می کند: بارها شده است که ما کتاب ها و مقالاتی را در شرایطی خوانده ایم که در وضعیت ادراکی و شناختی خاصی بوده ایم و به همین سبب به گونه ای از مطالب آن برداشت کرده ایم که در موقعیت دیگر برداشتی کاملا متفاوت از آنچه قبلا خوانده بودیم و فهمیده بودیم در ذهنمان باز آفرینی می شود.برداشت ناهشیار ما از یک واقعیت مشخص در شرایط مختلف شناختی،ادراکی و عاطفی متفاوت است.

برچسب‌ها: ,

بایگانی تاریخ خورشیدی

مطالب مرتبط

اللهم انی اسالک بالمولودین (ادعیه ماه رجب)

ویدیوی مستند “صداقت آمریکایی” – قسمت اول

دوره آفلاین “مدیریت راهبردی فردی”

برگزاری جلسه آموزش خانواده حیات طیبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست